تبليغاتX
سياسي

سياسي

 

 

  

23:45                  سه شنبه هفدهم آذر 1388


SALAM



نویسنده : مهدي

 
 

22:29                  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387


salam


نویسنده : مهدي

 
 

14:30                  جمعه یازدهم مرداد 1387

من که چشمم آب نمیخوره!


به نوشته تابناک در مورد یکی از نمایندگانمجلس توجه کنید
"الياس نادران كه امروز صفار هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي را براي پاسخ به سؤال خود به مجلس فرا خوانده بود، پتانسيل بالاي اصولگرايان مجلس هشتم را براي تندترين انتقادات به عملكرد دولت نهم نشان داد."          لینک خبر   
می خواستم بگم : آقای نویسنده ،وقتی که بزرگترین قدرت حکومت پشتیبان دولت باشه، اگه تمام مجلس هم طرفدار جناح مخالف باشن، کتری از پیش نمیره ، چه برسه به اینکه دو سوم نماینده ها طرفدارش باشن.


                                                                       مردم هم با این انتخابشون!
                                                      بعضی وقتها به دیکتاتوری اعتقاد پیدا می کنم


نویسنده : M@sood

 
 

10:54                  سه شنبه هجدهم تیر 1387

نامه به احمدی نژاد


روزي كه آمدي با خودم گفتم:

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟                              بي وفا حالا كه من افتاده ام از پا چرا؟

گفتم آخر اي ققنوس خفته در اعماق قرون(شايد هم بوقلمون)،آخر اي بت شكن،اي قيمت شكن،اي تورم شكن،اي فساد برانداز،اي نقدينگي كش،چرا تا به حال جمال آسماني خود را به ما نمي نماياندي كه همه يكسره واله شويم و حيران؟

آخر قريب به 30 سال آزگار است كه من انتظار تو را كشيدم و روز هجران و شب تار و غربت و تنهايي و فلاكت و زندگي بي يار ،كه تو گويي همان مرگ تدريجي است را به جان خريدم و تو درين ميانه سرگرم استانداري و شهرداري و هزار چيزداري ديگر بودي.نپرسيدي اين مردم آخر چه گناهي دارندكه بايد اين گونه غم وغصه تحمل كنند.نديدي در آن سال ها هركجا آب و رود ديدند،يك سد عظيم بر قامتش فرو نشاندند؟ نديدي چقدر پالايشگاه نفت و گاز و هزار سموم ديگر علم كردند؟آخر ما چه گناهي كرده بوديم كه بايد اين غول وحشت زاي صنعت و سازندگي را مي ديديم؟آخر تو اين مصيبت ها را مگر نديدي؟نديدي همه چيز داشت شكل آدميزاد به خودش مي گرفت؟پس آن روح انقلابي چه مي شود؟صدور انقلاب چه مي شود؟ پس آن سفارتخانه هاي متعدد و آن همه آدم هاي گروگان ايبل(يعني قابل گروگان گيري)چه به سرشان آمد؟ تو نمي داني چه غمي در كنج اين دل مي سوخت وقتي مي ديدم ديگر نمي توانيم انقلاب را در كشور هاي ديگر با فحش و شعار و جنگ صادر كنيم.تو نمي داني....

البته خدا را خوش نمي آيد همه چيز را كتمان كنيم.اتفاقات خوبي هم آن زمان ها افتاد عزيزم:(اين ها را مي گويم چون تو نديدي. اگر مي ديدي خيلي شاد مي شدي)

تعدادي از جوان ها را به جرم بد حجابي و با حجابي و موي بلند و موي كوتاه و .... كتك مي زدند.(نمي داني چه كيفي داشت)خيلي ها را هم جيكشان در آمده بوده انداختند زندان سياسي.خلاصه اين ها هم اندكي دل مجروح ما را مرهم بود.

به اين جا كه مي رسم توان حرف زدنم نيست.عزيزم ، جانم ،تصدقت شوم.نمي داني چه بلاها به سر اين مملكت آمد؟ روزگار من تيره و تار شدتا كه گفتند آزادي.آخر عزيزم تو مگر نمي داني ما ملت مثل گاو و گوساله ايم و بايد بالاي سرمان چوب و تركه باشد تا عين بچه ي آدم (يادن باشد جگر گوشه ام فقط عين)فقط بخوريم و كار كنيم و گلاب به روي ماهت يك كار ديگر هم بكنيم.آزادي ديگر چه بلاي شومي بود كه گريبان اين مردم را گرفت؟

يكهو كلي روزنامه و مجله درآمد و كتاب چاپ شدوخلاصه اين غول بي شاخ و دم فرهنگ روز به روز عظيم و اعظم تر شد.ديگر كسي هم حمالي براي دولت نمي كرد.آخر اين چه وضعي بود؟مردم اگر حمالي نكنند پس چه كنند؟به هر كسي هم چيزي مي گفتي سريع دستي به صورت تيغ شده اش مي انداخت (خدا نصيب صورت ما نكند.حتا حرفش هم رعشه به جانم مي اندازد) و مي گفت:

لال شوم ،كور شوم،كرشوم                                          ليك محال است كه من خر شوم

تازه ديگر جوان ها را هم وسط خيابان ها تحقير نمي كردند.آخر اين دل بيچاره و مفلوك من از غم هجران تو مرد.مگر مي فهميدند كه جوان اگر تحقير نشود كه جوان نيست.

سرت را درد نياورم پاره ي جانم.بد روزگاري بود.اين ها را گفتم چون تو نديدي كه اين همه دير كردي.

اما بالاخره آمدي.آن وقت بود كه گفتم:

روز هجران و شب فرقت يار آخر شد             دادم اين راي  و گذشت و اختر و كار آخرشد

بله.گفتم كارآخر شد و بهشت برين ديگر در دستان من و توست.گفتم ديگر هر شب مي توانيم با هم برويم پايگاه بسيج و دو ركعت نماز بخوانيم و خلاصه كلي كيف كنيم.خلاصه گفتم همه چيز بر وفق مراد است.

ولي را ستش اكنون كه دستان لرزانم اين سطور را رقم مي زنند،ترسي وجودم را فرا گرفته.اول ازين آمريكاي لعنتي كه به حساب حافظ مي شود همان زاهد پاكيزه سرشت(؟).آخر آن ها كه خودشان دكتر ندارند،معشوق زيبا (آن هم از نوع خفته اش)ندارند،متخصص هلوكاست ندارند.

مي ترسم تو را بدزدند ببرندت آنجا.حواست با شد تو را به خدا قسم حول و حوش آمريكا نروي ها عزيزم.(به قولي جيزه)

دوم از آن كه فقط يك سال از رياستت مانده .نكند براي دور بعد كانديد نشوي.آخر هنوز كلي جوان كتك نخورده و سياست مدار رد صلاحيت نشده و كلي رقم جنس گران نشده در بازار مانده.تازه تورم و نقدينگي هم درست است چند برابر شده اما مي داني كه كافي نيست.تصدقت شوم نكند كانديد نشوي ها.........

دل زخم خورده ي ما مي شكند.

 

                                                                عاشق دلسوخته: برادر حابصم یزدی


نویسنده : محمد

 
 

13:5                  شنبه یکم تیر 1387

اول سوخت بعدش برق


سلام
اولا: برق هم سهمیه بندی شد
ثانیا: نظرتون رو به دو پروسه ی هم ارز جلب می کنم
خرداد 86 : سهمیه بندی بنزین خودروها و موتور سیکلت ها با آن همه دنگ و فنگ
تیر 87 : قطع شدن سهمیه ی بعضی از خودرو ها
و حالا ......
تیر 87 :-به تعبیری- سهمیه بندی برق خانه ها و مغازه ها
سال بعد چی میشه ، خدا میدونه


نویسنده : M@sood

 
 

15:13                  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387

برنج


خوشبختانه برنج هم گران شد. گفتند این خبر را یه جوری بگو که کسی هول نکنه ، گفتم یه خوشبختانه به اولش اضافه کنیم.شاید تاثیری کرد و گر نه اصل خبر که این بود: برنج هم گران شد. به توجه به گرانی برنج و گوشت و گوجه و مرغ ، توصیه ما این است که تا می توانید آب بخورید. چون همین هم تا چند وقت دیگه به مناسبت خشکسالی -و البته دست داشتن امریکای جنایتکار و مافیای اقتصادی و آغار سال سگ و ازدواج دختر همسایه ی آقای الهام و ...- سهمیه بندی می شود. پس هی برنج را نگاه کنید و هی آب بخورید !
اصلا بیایید فکر هایمان را روی هم بگذاریم ببینیم چه غذا هایی را باید از سفره هایمان برداریم . گوشت که به تاریخ پیوسته بود . مرغ هم همینطور. پس به فکر نان باشید که خربزه آب است.
کاش زودتر می گفتند تا لااقل به آخرین وعده ی برنج توی سفره عکس یادگاری می گرفتیم . آنوقت می توانستیم به بچه هایمان نشانش بدهیم و بگوییم« اینی که میبینی برنجه. قشنگه؟؟! اگه معدلت شد 22 یه کپی از این مگیرم ، میدم بهت تا ببری مدرسه و به دوستانت نشان بدی ! حالا دیگه بسه ، اون عکس رو بده به من . زیاد نگاه می کنی ، تموم میشه ! این عکس از افتخارات خاندان ماست! ! پسرم ما یه زمانی گوشت می خوردیم ، گوجه می خوردیم. گوشه ی این عکس رو نگاه کن ، این گوجه است....

گران ترین غذای ایرانی:

چی ؟ ماهیچه ؟ بره کباب ؟ نه خیر . با این گرانی گوجه و برنج ، اگه جرات دارید استامبولی بخورید . دیدید ندارید ! احتمالا پزشکان تا جند روز دیگه اعلام خواهند کرد : گوجه و برنج برای سلامتی زیانبار و اصلا سرطان زاست .و هرکه بخورد ، اوف میشود . علاوه بر آن ، نان و ماست سالم ترین غذای ایرانی و یکی از دارو های موثر برای افراد مبتلا به سرطان ( از نوع برنجی ) است.
خدا پدر این پزشکان را بیامرزد که هرچیزی که گران و برای قلب زیانبار است را کلهم سرطان زا تشخیص میدهند تا ما غصه نخوریم که نمیتوانیم بخوریم ، بلکه خوشحال باشیم که می توانیم نخوریم
ای استامبولی...استامبولی... وقتی اومدی ، نفهمیدیم کی اومده اما حالا که رفتی ،مگه می شد نفهمید کی رفته ؟ استامبولی...استامبولی... دیگه دوستم نداری؟ دیگه دوستم نداری؟
البته چند قطعه ی دیگر در وصف استامبولی سروده ام که تا هفته ی آینده در کتابی با نام : "استامبولی کجایی" روانه ی بازار میشود.
فعلا بروید نان و ماستتان را بخورید و هر وقت برنج دیدید ، ازش عکس بگیرید و به تعداد فراوان کپی کنید و برای ما بفرستید !


نویسنده : M@sood

 
 

20:46                  جمعه بیستم اردیبهشت 1387

بيروت در تسخير مردم لبنان:


در حالي كه پس از آغاز آتش گشودن نيروهاي هوادار 14 مارس، نيروهاي مردمي بخش اعظم بيروت را تسخير كرده و تحويل ارتش لبنان داده‌اند، خبرنگار تابناک از بیروت وقايع از پريروز تا كنون را تشريح كرد:

روز چهارشنبه اعتصاب عمومی سراسری در لبنان آغاز می شود . از قبل ، قرار بر برگزاری تظاهراتی از سوی کارگران و اعتصاب کنندگان در بیروت در یک مسیر از قبل اعلام شده بود . اما این امر ، به دلیل شلیک گلوله از سوی تک تیراندازان به سوی مردم عادی و اعتصاب کنندگان در خیابان های بیروت لغو می شود .
 
دبیرکل اتحادیه کارگری لبنان به دلیل عدم وجود امنیت ، دستور لغو تظاهرات را صادر می کند . اعتصاب کنندگان در قالب دسته های کوچک اقدام به آتش زدن لاستیک های اتومبیل در برخی خیابان های بیروت می کنند . فرودگاه نیز که به جمع اعتصاب کنندگان پیوسته است با بسته شدن راه های مواصلاتی آن ، بسته می شود . دولت و جریانات حامی دولت « 14 مارس » با استفاده از رسانه های مکتوب و مرئی خود همه را به شکست اعتصاب دعوت می کنند . طرفداران جنبلاط و سعد حریری در برخی اماکن بیروت به سوی مردم آتش می گشایند . محصول روز چهارشنبه، 10 زخمی بود .


ادامه مطلب /

نویسنده : مهدي

 
 

19:53                  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

آزادی


شايد بعد از اين كه اين متن را بخوانيد آن را به خوبي ديگر متن هاي اين وبلاگ ارزيابي نكنيد.اما به هر حال گمان اين است كه براي سامان دادن به اوضاع سياسي اين مرز و بوم ابتدا بايد از مفاهيم كلي آغاز كرد و من هم بر حسب انجام وظيفه از اين مفهوم بزرگ و مهم آغاز مي كنم.

***

شايد آزادي از اولين آرمان هايي باشد كه بشر-نه به عنوان آرماني سياسي-به آن دست يافتند.در واقع به همين سبب مي توام اين آرمان را ذاتي انسان دانست.به جرئت مي توان گفتدر همه ي تحول هاي سياسي ازادي از مهم ترين فاكتورهاي تعيين كننده بوده است.با اين وجود اساسي ترين مشككلي كه درباره ي اين مفهوم با آن سرو كار داريم اين است كه شايد هيچ كس در مورد تعريف آن به طور كامل اظهار نظر نكرده است.به عبارت ديگر شايد تعريف جامعي براي آن نتوان در نظر گرفت.و همين باعث شده تا بسياري از جاها در نظر گرفته نشدن حد آزادي و يا از بنياد غلط فرض كردن آن دليل از بين رفتن آن ميشود.به هر حال قصد اين يادداشت توضيح اين مسئله نيست بلكه قصد داريم تنها به بررسي آزادي در كشورمان بپردازيم.

اين روزها روزهاي انقلاب است و هر كس اذعان دارد كه بنا به شعار"استقلال آزادي جمهوري اسلامي"از مهم ترين آرمان هاي مردم ما براي انقلاب همين آزادي بوده است.حال بياييم و ببينيم در اي مرز و بوم آيا آزادي هست؟

به نظر نگارنده مهم ترين فاكتور مهم در آزادي و يا به نوعي آزادي صحيح آزادي در تفكر است. و اين بدان معني است كه هر فرد در جامعه بايد براي تفكر آزاد باشد.و بتواند مسلك فكري خود را به ميل خود انتخاب كند و به عبارت ديگر محتاج "تقيه" نباشد.حال خودتان انصاف دهيد كه آيا در ايران چنين آزادي وجود دارد؟بايد در نظر داشت كه تامين آزادي تنها در رها كردن اجتماع نيست.بلكه نيازمند زمينه سازي است.يعني حكومت-به عنوان پاس دار آزادي اجتماع-موظف است زمينه ي آزادي تفكر را به وجود آورده و نهادهاي فرهنگي (كتابخانه ها و سينما ها و مطبوعات و...)توسعه دهد.و نياز به ذكر مصيبت در اين باره نيست كه حكومت حتي به نوسعه ي گيم نت ها مي پردازد اما نهاد هاي فرهنگي(؟).....

از فاكتور بعدي آزادي نيز كه همان آزادي مطبوعات ايت نيز بگذريم.مطبوعات در ايران علاوه بر اين كه به دليل جهت گيري سياسي توقيف مي شوند حتي در مرد نگاشتن در مورد تفكرات فلسفي هم بسته مي شوند و اين جاي بسي ْآه و فغان دارد.

اما آزادي سياسي.آزادي  را نيز با در نظر گرفتن رد صلاحيت هاي اين روزها –كه همين جا از ديگر دوستان نويسنده تقاضاي توضيح كامل در مورد آن را دارم.-نميتوان آزادي زيادي در جامعه در نظر گرفت.حال اين سؤال مطرح مي شود:پس آزادي كجاست؟

بنده به عنوان شهروند اين مملكت اعلام مي دارم كه در ايران آزادي كامل براي ياوه گويي وجود دارد.و هر كس در هر كجاي دنيا كه اختيار چرند و پرند گفتن را ندارد مي تواند به ايران سفر كند.اين جا آ» قدر آزادي ياوه گويي زياد است كه مجري تلويزيون اجازه دارد تمام آزادي جامعه را آزادي احساس تصور كند.از شما مي خواهم اگر آزادي احساس را درك كرديد آ» را براي من هم توضيح دهيد.


نویسنده : محمد

 
 

14:2                  شنبه ششم بهمن 1386


اعضای گروه 5+1 بر سر پیش نویس قطعنامه ی سوم علیه ایران توافق کردند.

دیروز نمایندگان گروه موسوم به 5+1 ( آمریکا-فرانسه-چین-روسیه-انگلیس به همراه آلمان) با دعوت المان در برلین جلسه ای تشکیل دادند که با تصویب قطعنامه ی جدید علیه ایران پایان یافت. در این قطعنامه تحریم های اقتصادی جدیدی علیه ایران در نظر گرفته شده است و از اعضای شورای امنیت خواسته شده تا فعالیتهای بانک های ملی و صادرات را نظارت کنند.

 

بحث سر این نیست که چرا قطعنامه صادر کردند . ما به این قطعنامه ها عادت داریم. و همان طور که رئیس جمهور محبوبتان و محبوبمان گفته اند: تحریم برای آنها مشکل ایجاد می کند و نه برای ملت ایران. بله درست است ! ایران بعد از چشیدن مزه ی دو قطعنامه که هیچ اثر سوئی بر ملت ایران نداشته است ، هنوز هم توانایی چشیدن قطعنامه های بیشتری را هم داراست !

بله !!!! پس چی ؟ هیچ مشکلی نداریم ! نه اقتصادی و نه فنی و نه هیچ چیز دیگر ! ما تورم داریم ؟؟ نداریم دیگه ! هر کی معتقده ما همچین مشکل پیش پا افتاده ای داریم ، بیاد پیش من تا بریم محله ی آقای الهام . بعدش معلوم می شه ما تورم داریم یا نه !!!

تورم که چیزی نیست . ما حتی مشکل فنی هم نداریم ، ترکمنستان دارد !!!! شما تا حالا از ایرانی جماعت شنیدید بگه :"من سردمه." ؟ نشنیدید دیگه !!! ولی در ترکمنستان این عبارت کاربرد فراوانی دارد!!! بخاطر همینه که من می گم اونا مشکل فنی دارن.

مشکل در انتخابات ؟؟ عجب ! این یکی که دیگه اصلا قبول نیست. - عجب رئیس جمهوری داریما ! هر کلمه ای که میگه دُر و جواهره، تازه صنعت های ادبی متعددی هم داره . مثل این یکی- : "بی صلاحیت ها چرا ثبت نام کردند که بعداً رد صلاحیت شوند؟البته این فقط یه دونه آرایه داره اونم مَجازه . در اینجا به جای واژه ی بیگانه ی " بی صلاحیت ها" می توانید از واژه ی انیسِ " خاتمی و دوستان " استفاده کنید.

اصلا بحث سر اینها نیست ! مملکتِ گل و بلبل همینه دیگه !!! بحث سر اینه که اعضای گروه 5+1 بدون هیچ مخالفی پیش نویس را تصویب کرده اند ! یعنی نه تنها روسیه و چین مخالفتی نرده اند ، بلکخ وزیر امور خارجه ی چین از این قطعنامه همایت کرده و آنراراه حلی مناسب برای وادار کردن ایران به تعلیق غنی سازی تلق کرده است.

 ما ماندیم و یک دنیا علیه ما !!!!


نویسنده : M@sood

 
 

17:5                  پنجشنبه بیستم دی 1386


اخيرا مرکز اسناد انقلاب اسلامي کتابي در شرح حال شماري از معاصران چاپ کرده که صفحاتي از آن هم (125 – 170) درباره آيت‌الله شريعتمداري است.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، نويسنده اين كتاب که خود در عهد جواني از همکاران دارالتبليغ بوده و زماني هم در مجله مکتب اسلام بوده است، با چشم‌پوشي از بسياري حقايق، به دفاع از آقاي شريعتمداري پرداخته و به طور ضمني از مواضع امام خميني، رهبر كبير انقلاب انتقاد کرده است.

بخشي از مباحث اين کتاب در دفاع از دارالتبليغ است، محلي که امام خميني(ره) به شدت نسبت به آن مشکوک بودند. در جايي از اين کتاب آمده است: مي‌ديدم بي‌رحمانه دارالتبليغ (کار به آن بزرگي) را مي‌کوبند و بدون در نظر گرفتن مکافات عمل، هر تهمتي را به آن و هر کس در آن بود مي‌زنند و از روز واپسين هم شرم نداشتند. (ص 160)
نويسنده اين کتاب در جاي ديگري هم با اشاره به رفتار طلاب انقلابي نسبت به دارالتبليغ مي‌نويسد: بايد بگويم که طلبه هاي حوزه تا سال 1350 که من در حوزه بودم خيلي بر سر دارالتبليغ و حتي تأسيس مجله مکتب اسلام بي‌رحمانه به آقاي شريعتمداري ضربت زدند. از باب نمونه در جزوه بعثت که چند نفر پنهاني منتشر مي‌کردند، در تمام موارد وقتي از سه نفر مرجع وقت غير از امام نام مي‌بردند اين طور مي‌نوشتند: آيت‌الله گلپايگاني و آيت‌الله نجفي و آقاي شريعتمداري ... (ص 163).

همين نويسنده آقاي مطهري را هم مدافع دربست شريعتمداري جلوه داده مي‌نويسد: شهيد مطهري هم مي‌گفت که چرا طلبه ها به نام آقاي خميني اين قدر بر ضد دارالتبليغ و بيچاره آقاي شريعتمداري سر و صدا راه انداخته و دست بردار هم نيستند (ص 164).

همين نويسنده در پايان مي‌نويسد: در پايان سخن از آيت‌الله شريعتمداري، اين را هم بگويم که در طول مدتي که من و همکاران ديگر در مکتب اسلام و دارالتبليغ با او ارتباط داشتيم، حتي يک بار هم نشد که حرکتي بر خلاف مروت از قبيل حسادت و حجاب معاصرت نسبت به ساير مراجع از وي ببينيم (ص 169). جالب است که همين نويسنده برخوردهايي را که انقلابيون با دارالتبليغ داشته‌اند را ناشي از رقابت و حسادت دانسته است (ص 138) اين يعني عکس آن!

اين ادعاهاي واهي نشان‌دهنده آن است که نويسنده به هيچ روي ماهيت برخوردهاي پنهان درالتبليغ را نمي‌شناخته و گويي هيچ اطلاعي درباره رفتارهاي غيرعادي مرحوم آيت‌الله شريعتمداري نسبت به رهبر کبير انقلاب نداشته است.

براي آگاهي وي لازم است مروري براسناد ساواك در پرونده آقاي شريعتمداري، به همان مقدار که آقاي حميد روحاني(زيارتي) چاپ کرد، داشت.

تعجب از مرکز اسناد انقلاب اسلامي است که رسالتش دفاع از واقعيات انقلاب است و چنين خاطراتي را که معناي تلويحي آن، زير سؤال بردن رفتار امام و ياران ايشان است، آن هم بدون كمترين نقد و توضيحي منتشر مي‌کند.

اين در حالي است كه تنها بررسي خاطرات ياران امام نظير آيت‌الله يزدي كه توسط خود همين مركز منتشر شده، جايگاه و مواضع آقاي شريعتمداري را در برابر انقلابيون نشان مي‌دهد.

همچنين اسناد منتشرشده درباره حمايت خاص ساواك از ايشان، دفاع از ماندن شاه تا روز آخر و مواضع براندازانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي - كه با هوشياري مردم غيور آذربايجان و تبريز ناكام ماند- جايي براي دفاع، آن هم يكطرفه و يكجانبه از اين فرد نمي‌گذارد.


نویسنده : مهدي

 
 

All Rights Reserved by 77416333.blogfa.com

خوش آمدید


ما ديگه كم كم داريم زحمت رو كم مي كنيم!
 
 

نویسندگان


مهدي
محمد
M@sood

 
 

آرشیو مطالب قبلی


آذر 1388
آذر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386

 
 

موضوعات


 
 

لینک دوستان


خدایی تازه می خواهم
شيرين عبادي
يادداشت هاي يك طرفدار خاتمي
مجمع وبلاگ نويسان اصلاح طلب
همبستگي بزرگ وبلاگ نويسان براي آزادي ايران
سازمان ملل متحد
يونيسف
DreamyBlog
كلبه ي دوستي
ايران ب ب ك
از نگاه من(احمد قابل)
خبرنامه امير كبير
از همه جا/از همه رنگ
پر تلاطم....مثل موج.... (وبلاگ شخصي اقا محمد)
مرگ پايان حيات؟اين دروغيست كه باور داريم
وحشت سياهي قلبم
گروه فرهنگی-ادبی ادیب سرا
سياسي
توقف نخواهم كرد
اميدهاي فردا

 
 

لینک های روزانه


آرشيو پيوندهاي روزانه

 
 

درباره...


This template designed specially for :

77416333.blogfa.com

 

Powered by :

BlogFa.Com

 

Designed by :

گروه طراحی صفحه پردازان